MVP چیست؟

MVP چیست؟

مفهوم MVP در سال ۲۰۰۱ توسط فردی به نام اریک رابینسون به وجود آمد و او ام‌ وی پی را این‌گونه بیان کرد که محصولی تولید شود که دارای حداقل خصوصیات لازم برای ارائه به مشتری باشد و ویژگی‌های اولیه برای رشد و توسعه را نیز داشته باشد.

MVP مخفف Minimum Viable Product بوده که در زبان فارسی می‌توانیم آن را حداقل محصول پذیرفتنی بنامیم. به زبان ساده ام وی پی به معنای تولید محصول یا خدمتی است که حداقل ویژگی‌ها و خصوصیات لازم برای ارائه به مشتری و سرمایه‌گذار را دارد. در تولید آن خبری از صرف وقت و هزینه بسیار زیاد نیست و محصول صرفا جهت بازخورد از مشتری و تحلیل رفتارهای او ساخته می‌شود.

مفهوم MVP به معنای ساخت یک محصول نصفه و نیمه نیست، بلکه شما محصول خود را با در نظر گرفتن نیازهای مشتری و همچنین تحلیل بازار و رقبا ساخته و تنها امکانات و قابلیت‌های بیشتری به محصول خود اضافه نکرده‌اید. افزودن امکانات بیشتر باید کاملا بر اساس نیاز مشتری صورت بگیرد تا هزینه و زمان زیادی را صرف ایجاد قابلیت‌ها و امکاناتی نکنید که مشتری به آن نیازی ندارد.

ساخت MVP به شما کمک می‌کند تا بتوانید محصولی ارائه دهید که مخاطبان حاضر باشند برای آن پول بدهند. مسلما هیچ کس دوست ندارد همه زمان و هزینه خود را صرف ساخت محصولی کند که دیگران حاضر به پرداخت پول برای به دست آوردن آن محصول نباشند.

در اصل MVP نسخه ابتدایی از محصول است که حداقل تلاش و زمان ممکن برای تولیدش صرف شده است. با این که ام وی پی فاقد ویژگیهای زیادی است، ولی حس محصولی کاربردی را به کاربران اولیه منتقل می‌کند. پس می‌توانید آن را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهید. البته توجه کنید که MVP، اولین نسخه از محصول نیست. ولی نسخه‌ای بسیار اصولی و پایه‌ای محسوب می‌شود.

هدف از ساخت MVP چیست؟

هنگام ساخت یک محصول و ارائه و عرضه حداقل محصول پذیرفتنی آن در بازار، می‌توانید اطلاعات بسیار بیشتری نسبت به محصول خود دریافت کرده و از آن در جهت رشد و توسعه محصول خود استفاده کنید. برای مثال ممکن است نیازهای قشری از مشتریان را در ساخت محصول خود به صورت کامل در نظر نگرفته باشید و با تحلیل رفتار و واکنش مشتری نسبت به خرید و سفارش محصول، بتوانید به آن برسید.

اهداف ساخت و بیان مفهوم MVP :

بررسی و تحلیل واکنش مشتریان نسبت به محصول ساخته شده

توجه بیشتر به نیازهای مشتری که ممکن بود در نظر شما نباشد

نمایش توانایی‌های شما در ارائه‌ی محصول به مشتریان

جمع آوری اطلاعات و بررسی کامل مدل‌های کسب و کار

چینش استراتژی‌ها و چشم‌اندازهای استارتاپ در آینده

تعیین روش‌های مختلف قیمت‌گذاری، شیوه‌های بازاریابی و…

بالا بردن سرعت یادگیری در خصوص محصول ارائه‌شده

ارزیابی کامل فرضیه‌ها با توجه به منابع حداقلی تیم

عرضه‌ی محصول به دست مشتری در کمترین زمان ممکن

کاهش هزینه‌ها و زمان برای افزودن ویژگی‌هایی که مشتری نیازی به آن ندارد

ساخت نمونه‌ی اولیه محصول و افزودن قابلیت‌ها و ویژگی‌های بیشتر متناسب با نیاز مشتری

هر کسب و کاری می‌تواند با توجه به نوع محصول خود و در نظر گرفتن شرایطی که با تحقیقات بازار به دست آورده است، اقدام به ساخت MVP خود کرده تا بتواند به رشد و توسعه محصول بپردازد.

MVP چه کاری انجام می دهد؟

یک محصول حداقلی به شما کمک می کند تا بازخوردهای خوب و قابل اتکایی از مشتریان تان جمع آوری کنید، همچنین مطمئن خواهید بود که محصول تان بدون هیچگونه ریسک مهندسی فقط شامل ویژگی هایی است که مخاطبان تان از آن انتظار دارند.

جالب است بدانید بیشتر از 50٪ استارتاپها در ۴ سال اول فعالیتشون  شکست میخورند. 42٪ از انها به دلیل کمبود نیاز بازار، 29٪ به خاطر نداشتن پول نقد و 14٪ هم مشتریانشان را نادیده گرفتن که به شکست رسیدند. مواردی که با یه MVP درست و اصولی میتوانستند جلویش را بگیرند.

انواع MVP و کاربردهایشان

به هر حال ام وی پی نسخه‌ای از محصول است. این روش تحت عنوان روش آزمودن فرضیه هم معروف است. در ادامه به انواع آن اشاره خواهیم کرد.

ام وی پی پیش سفارش داده شده (Pre-order MVP Type)

اگر تولید محصول به سرمایه گذاری زیادی از نظر بودجه و زمان نیاز دارد (برای مثال به طرحی ابتکاری از کتری هوشمند رسیده‌اید) و یا مشتریان زیادی برای رسیدن به سودآوری نیاز دارید، از این نوع MVP استفاده کنید. برای این کار باید صفحه ورودی یا کمپین سرمایه گذاری انبوه تشکیل دهید تا با دریافت پیش پرداخت بدانید که مردم بابت محصول نهایی، پول پرداخت خواهند کرد.

ام وی پی  متکی بر مخاطب (Audience Building MVP)

در این حالت ایده‌ای دارید ولی در آن حوزه تخصصی ندارید. پس باید وارد دنیای مشتریان شوید تا اثر محصول روی دنیای اطرافتان را بشناسید. تولید محصولات اجتماعی و رایگان، محصولات آنلاین و بازار مشاوره هم در این حوزه قرار می‌گیرند. باید برای تولید این محصولات، گروه‌هایی را در شبکه‌های اجتماعی تشکل دهید؛ تا قبل از تولید با تبیین عملکرد و محتوای محصول آتی بتوانید پایگاه مشتری را تشکیل دهید و علایق مشتریان احتمالی را بررسی کنید.

نوع دستی (Concierge MVP)

اگر مشتریانتان به طور آفلاین فعالیت دارند و چندان با فناوری آشنایی ندارندT یا این که پیش بینی مواد لازم برای تولید محصولتان دشوار است، پس از این نوع MVP استفاده کنید.

هدف از نوع دستی، داشتن رویکرد فردی در قبال هر مشتری است و حتی قبل از تولید محصول به کسب تجربه از آن رسیده؛ تقاضای موجود را ارزیابی کرده و میزان علاقمندی به خدماتتان را می‌شناسید.

جادوگر شهر اُز (The Wizard of OZ MVP)

اگر در صنایع پیچیده مشغول به فعالیت هستید (امور مالی و حقوقی)، پس محصولتان به الگوریتم‌های پیچیده یا اتوماسیون فرایند نیاز دارد. قبل از ورود به این فرایند پیچیده می‌توانید فرمی کاربردی حاوی اطلاعات تماس و نظرسنجی از انتظارات مخاطبان را روی سایت قرار دهید. بعد این فرم‌ها را پردازش کرده و نتایج را برای مشتریان ارسال کنید. این کار درست مثل پردازش محصول به وسیله سیستم است. با این روش، فراوانی تقاضا برای محصول را ارزیابی می‌کنید و مثل شرکتی جدی و پیگیر در نظر مشتریان دیده می‌شوید.

ام وی پی تک کاربره (Single-Use Case)

شاید فکر می‌کنید که باید بخشی از یک محصول در قالب محصولی مجزا عرضه شود و در حال ورود به بازاری هستید که محصولات پیچیده‌تر و گران‌تر آن را قبضه کرده‌اند. در این حالت به جای اینکه به دنبال منابع بیشتری بروید می‌توانید صفحه‌ای مجزا (با طراحی و نام دامنه مجزا) بسازید تا مقدار کمی از ترافیک جدید را به آن ارسال کنید. محصولی که تنها برای حل یکی از مشکلات موجود ساخته می‌شود؛ برای آزمودن فرضیه مربوط به ارزشمندی و کارایی مدنظرش مناسب است.

محصولات ام وی پی سایرین(Other People’s Product MVP)

اگر می‌خواهید وارد بازاری با رقبایی کار کشته شوید یا محصولی بسازید که پیش بینی امکانات و منابع مهندسی لازم برای تولیدش دشوار استT پس از محصولات سایرین استفاده کنید. برای مثال افرادی که می‌خواهند خدمات جانبی در حوزه گردشگری عرضه کنند (و در آینده شرکت کارگزار گردشگری جدیدی افتتاح کنند) می‌توانند پایگاه پژوهشی رقیب را به وب سایت خودشان متصل کنند و به فروش خدمات بابت مدارک و ویزا بپردازند. هدف از این کار سنجش دانش، نقاط قوت و کانال‌های بازاریابی است.

نمونه‌هایی از استارتاپ های موفقی که با MVP آغاز شدند:

Airbnb

این خدمات آنلاین اجاره کوتاه مدت ملک، در ابتدا به صورت وب سایتی ساده بود که سه نفر در آن تبلیغات اجاره تخت بادی را ارسال می‌کردند. سپس سه مهمان دیگر به آنها اضافه شد که می‌خواستند آپارتمانشان را اجاره دهند. سازندگان سایت که به مخاطبان هدف رسیده بودند به دنبال طراحی مجدد پلتفرمشان رفتند. امروزه Airbnb حدود 150 میلیون کاربر و 4 میلیون مکان برای اجاره دارد که ارزش کل کسب و کارش به 30 میلیارد دلار می‌رسد.

Uber

این اپلیکیشن موبایل برای یافتن، تماس گر فتن و پرداخت پول تاکسی است. اوبر در سال 2010 فقط روی متصل کردن مشتریان به رانندگان تاکسی و پرداخت کرایه درون اپلیکیشن متمرکز بود. حالا کارکرد این اپلیکیشن به GPS ، مقصدهای چندگانه، رانندگی اشتراکی، ردیابی آنلاین و غیره هم توسعه یافته است.

Spotify

اسپاتیفای خدمات صوتی بخش آنلاین است. دنیل اک به دنبال طراحی پلتفرمی بود تا کاربران بتوانند با هزینه‌ای اندک، موسیقی مجاز را منتشر کنند. دوستان و اعضای خانواده اولین افرادی بودند که این اپلیکیشن را امتحان کردند. هنگامی که این ایده گرفت، توسعه دهندگان هم آن را در اختیار مخاطبان گسترده‌تری قرار دادند. امروزه این پلتفرم خدمات حوزه موسیقی، پخش ویدئو و پادکست را ارائه می‌دهد که در ۷۹ کشور سراسر جهان در دسترس است.

در نهایت

شرکت‌ها با روش MVP می‌توانند ایده تولید محصول را در اختیار مشتریان احتمالی قرار دهند. آن‌ها با این روش به درآمدزایی، موقعیت بازاری و کسب بازخورد می‌رسند. در نتیجه به طور هوشمندانه از زمانشان استفاده می‌کنند، در معرض دید سرمایه گذاران قرار می‌گیرند و آماده تأمین مالی کسب و کارشان می‌شوند.

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تماس با ما

با ما تماس بگیرید یا فرم زیر را پر کنید تا با شما تماس بگیریم. ما تلاش می کنیم در 24 روز در روزهای کاری به تمام سوالات پاسخ دهیم.